خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

فنون ارتباطات مؤثر

در جامعه 1 ارتباط جایگاه خاصی دارد چرا که ارتباط عالی ترین دستاورد بشریت می باشد هنگامیکه فردی ازطریق زبان با فرد دیگری ارتباط برقرار میکند رابطه ای میان آنان شکل میگیرد که در هیچ جای دیگر طبیعت وجود ندارد همین توانایی برگرداندن اصوات بی معنا به کلمات گفتاری و نوشتاری مهمترین امتیاز بشر یعنی زبان است که او را از سایر مخلوقات متمایز میسازد.

خیلی از ارتباطات ما مؤثر نیست:

با وجود آنکه ارتباط بین فردی جزء بزرگترین پیشرفت های انسان بشمار می آید اما انسانهای معمولی قادر به برقراری یک ارتباط خوب واثر گذار نیستند وبرای اغلب برقراری ارتباط رو در رو کار بسیار دشواریست

ارتباط نامؤثر موجب فاصله بین فردی عمیقی می گرددکه در همه جوانب زندگی و در همه بخش های جامعه تجربه میشود.پیامد های فروپاشی ارتباط در اغلب موارد تنهایی ، مشکلات خانوادگی ،عدم صلاحیت ، نارضایتی شغلی ، فشار روانی ،بیماریهای جسمی وحتی بعضا مرگ خواهد بود.

رمز موفقیت درکار:

ارتباط مایه حیات هر رابطه است.

هنگامی که ارتباطی بی پرده ،واضح ،صریح و با احساس رو می دهد رابطه تقویت می گردد اما زمانی که به صورت تدافعی، پرخاشگرانه و نامؤثر برقرار شود رابطه را تضعیف می کند.می شود گفت در جایی که مهارت یا مهارتهای برای ارتباط وجود ندارد عشق میان همسران،دوستان،والدین و فرزندان ازبین رفته یا بمقدار زیادی کاهش پیدا میکند ازطرف دیگر نزدیک به 80درصد افرادی که در کار خود شکست خوردند فقط یک دلیل برای آن دارند و آن هم قادر نبودن به برقراری رابطه خوب ومؤثر با دیگران .

میتوانید تغییر کنید

در مورد روشها و شیوه های برقراری ارتباط یک موضوع قطعی است اینکه این روشها قبل از هرچیز پاسخ های آموخته شده اند وشاید موثرترین معلمان والدین بوده اند وپس ازآنان معلمان،دوستان وسایر افرادند.فرهنگ همواره از طریق رسانه های ملی ومنابع دیگر برنحوه برقراری ارتباط انسان اثر میگذارد و اندک افرادی در هنگام برقراری ارتباط مؤثر اشخاص طبیعی بنظر میایند که از نعمت الگوهای اثر بخش برخوردار بوده اند.

مردم در زمینه روشهای ارتباطی بیشتر به سرنوشت اعتقاد دارند ومعتقدند که ارتباطات زمینه ارثی دارد وتغییر شیوه ارتباطی امریست محال و غیرممکن ولی چنین نیست هرچند تغییر دادن کار آسانی نیست وگذشت زمان موجب بروز عادات ریشه ای شده اما میشود چون تغییر غیر قابل اجتناب بوده وشدنی است.

مجموعه مهارتهای هست که میتوان با رعایت وانجام و عملی کردن آنها به ارتباطی خوب و اثرگذار رسید مهارتهایی که هست وما یا .اطلاع نداریم یا نمیخواهیم قبول کنیم.

مهارتهای زندگی بر پنج اصل وپایه استوارند :

1) مهارت گوش دادن: همانطوریکه از اسمش پیداست گوش دادن بطرف مقابل یعنی بیشتر شنونده باشی تا گوینده.این روش که فرد را در فهم واقعی گفته های دیگران توانا میسازد شامل راه های جدیدی برای پاسخ دادن هست پاسخ هایی که طرف مقابل با مشاهده آنها احساس میکند مشکلات و احساساتشان درک شده است

2) مهارت ابراز وجود کردن: این رفتار کلامی یاغیر کلامی ما قادر میسازد که احترام خود را حفظ کنیم.نیازهایمان را تأمین کنیم وبدون توصل به فریب و تقلب وسوء استفاده ویا کنترل افراد دیگر از حقوق خودمان دفاع کنیم.

3) مهارت رفع تعارض: این توانایی به ما کمک میکند که با اغتشاش هیجانی همراه با تعارض مواجه شویم این توانایی ها زمانی که بحث شدت گرفت روابط صمیمی تر ودوستانه تری را ترویج می دهد.

4) مهارت های حل مشکل اشتراکی: مهارت هایی هستند که راه رفع نیازهای تعارض آمیز راضی نگه داشتن همه افراد گروه وحل مشکلات و تداوم آن را نشان میدهد.

گزینش مهارت: این رهنمود نیز در انتخاب مهارتهای ارتباطی متناسب با موقعیت به ما کمک میکند.

موانع ارتباطی رایج:

اثرات ناگوار موانع ارتباطی بسیار زیاد و متنوع است ودر اغلب موارد یا عزت نفس طرف مقابل را کاهش می دهد ومنجر به تحریک حالت دفاعی ،مقاومت ورنجش می شود ویا به وابستگی ،گوشه گیری ، احساس شکست و بی کفایتی می انجامد ضمن آنکه این احتمال را نیز کاهش می دهد که فرد خود راه حل مشکل خود را بیابد.

توماس گوردون فهرست جامعی را ارائه کرده که آن را دوازده باز دارنده پلید ارتباطی می نامند این 12 سد را می توان به 3 مقوله اصلی تقسیم کرد که عبارتند از : قضاوت که شامل موانع ارتباطی ..انتقاد، نام گذاری ، تشخیص گذاری ، ستایش همراه با ارزیابی---ارائه راه حل که شامل موانع ارتباطی ..دستوردادن ، تهدید ، اخلاقی سازی ، طرح سوال های زیاد و نامناسب ، نصیحت و توصیه.----اجتناب از نگرانی طرف مقابل که شامل موانع ارتباطی ..منحرف سازی ، بحث منطقی ، اطمینان آفرینی

الف)انتقاد

ب)نام گذاری

1)قضاوت ج)تشخیص گذاری

د)ستایش همراه با ارزیابی

موانع ارتباطی الف)دستور دادن

2)ارائه راه حل ب)تهدید

ج)اخلاقی سازی

د)طرح سوال های زیاد

ه)نصیحت وتوصیه

الف)منحرف سازی

3)اجتناب از نگرانی های طرف مقابل ب)بحث منطقی

ج)اطمینان آفرینی

انتقاد : یکی از موانع مربوط به قضاوت است بسیاری از ما احساس میکنیم که اگر

عیب جو ومنتقد نباشیم افراد دیگه هرگز پیشرفت نمی کند والدین فکر می کنند که به قضاوت در مورد کودکانشان نیاز دارند و گرنه آنان به افراد بزرگسال وسخت کوش وبا تربیتی تبدیل نخواهند شد.

توضیحات نام گذاری:نام گذاری و برچسب زدن هم برای فرستنده وهم برای گیرنده پیام آثاری منفی دارد و همه این نام گذاری ها مثلا (کاک سیاه .روشن فکر . دیکتاتور وکودن .............)همه برای طرف مقابل ننگ محسوب می شود از طرف دیگر برچسب هایی نیز موجب ایجاد هاله می شوند مواردی مانند :با هوش ،سخت کوش،متعهد،جاه طلب و غیره

برچسب ها ما را از شناخت خود وفرد دیگر محروم می سازد ودیگر هیچ فردی ربروی ما نیست .

تشخیص گذاری:نوعی برچسب زدن است که در طول قرن ها بشر را دچار مشکل کرده برخی افراد بجای گوش کردن به محتوای گفته های فرد دیگر نقش یک بازرس هیجان ها و عواطف را بازی می کنند که در جستجوی انگیزه های پنهان عقده های روان شناختی ومانند اینهاست .

ستایش همراه با ارزیابی : عقیده رایجی وجود دارد مبنی بر این که ستایش های کاملا صادقانه سودمندهستند. به قول هائیم گینوت فرض بر اینکه ستایش اطمینان می آفریند ،امنیت را افزایش می دهد خلاقیت را برمی انگیزد ، یادگیری را تحریک میکند ، باعث خیر خواهی می شود و روابط انسانی را بهبود می بخشد بنابراین در نظر اول بعید به نظر می رسد که ستایش دارای ویژگی های منفی ارتباطی باشد.اما در اغلب موارد چنین نیست ستایش اغلب به عنوان شعاری پوچ برای وادار کردن مردم به تغییر رفتارهایشان به کار می رود هنگامی که فردی با اهداف پنهانی اقدام به ستایش می کند بیشتر اوقات رنجشی به وجود می آید که نه فقط به خاطر تلاش او برای کنترل بی دلیل که به دلیل تجربه احساس دست کاری شدن یا فریب خوردن فرد مقابل به کار نمی رود .

هیچ گاه متوجه شده اید که افراد چگونه از خود در برابر ستایش دفاع می کند به شکلی که انگار در مقابل تهدید قرار گرفته اند.

ارائه راه حل به افراد دیگر بخشی دیگر از موانع میباشد.

ارائه راه حل ها ممکن است به شکلی دلسوزانه مثل نصیحت یا بشکل غیرمستقیم از طریق پرسش یا بگونه ای مقتدرانه مثل دستور و یا به نحوی پرخاشگرانه مثل تهدید یا همراه با هاله ای در اطراف آن مانند اخلاقی سازی

دستوردادن : دستور راه حلی است که به شکل زور گویانه ارائه میشود و بازور مورد حمایت قرار میگیرد زمانی که از زور گویی استفاده شود طرف مقابل آزرده خاطر میشود وبه مخالفت برمی خیزد وممکن است نتیجه آن نیز اخلال و خرابکاری باشد بخاطر داشته باشید که افرادی که پیوسته دستور دریافت میکنند عزت نفس خود را از دست میدهند.(باید اعتیادت را ترک کنی-من دارم میگم حق چنین کاری را نداری-میگم نروبگو خب وغیره)

تهدید: تهدید دستوریی است که باتأکید بر این نکته ارائه می شود که اگر راه حل پیشنهادی اجرا نگردد تنبیه در پی خواهد داشت

(حالا که رفتی من میدونم باتو—چون که به حرفم گوش ندادی یکماه از مدرسه محرومی ............)

اخلاقی سازی: بعضی از افراد عاشق آن هستند که برگرد راه حل های پیشنهادی خود به دیگران هاله ای بکشند آنان میکوشند با نیروی اقتدار اجتماعی ،اخلاقی ومذهبی از عقاید خود دفاع کنند.اخلاقی سازی با شایسته بودن وبایدها حرف میزند..(کار درست همین است-به اندازه کافی به دیدن من نمیای-تواصلا بخاطر من اینجا نیستی .وووووو)

سوال های زیاد ونامناسب: برخی افراد پیوسته سوال می کنند ونتیجه آن خشکیدن کامل مکالمه است بسیاری از سوال ها میتوانند باز دارنده واقعی گفتگو باشند نسبت بالایی از جمعیت به سوال کردن معتادند واگرچه راه های مفیدی نیز برای طرح سوال های خاص وجود دارد اما مطرح کردن سوال های زیاد معمولا گفتگو را از مسیر اصلی خارج میکند.(مثلا در یک دیدار خوبی ؟چه خبر؟خب چطوری؟خب خوبی الحمدالله؟خوب دیگه چه خبر؟چکارا میکنی؟---یا میرسند بهت بعداز خودت می پرسند خب بابات اینا داداشت اینا(یک به یک اسم داداشا پرسیده میشه)خوبند؟خب خودت خوبی ؟از خالت خبر داری عموت چطوره؟زن دایی زن داداشت خوبه؟وتمام فامیلای نسبی وسببی را میارند جلو چشت..وامثال این مثال ها) در این موارد فردمقابل خسته میشود وسعی میکند همیشه از این اشخاص فراری باشد

نصیحت کردن: نصیحت کردن یکی دیگراز موانع پر کار برد است در بدترین شرایط.نصیحت نشانه عقده دخالت است دام نصیحت وسوسه ای است تقریبا دائمی و گاها توهینی بزرگ به عقل فرد مقابل میباشد و بی اعتمادی نسبت به توانایی شخص دچار مشکل. متأسفانه عمده مشکل فرد ناصح آن است که بندرت تمام معانی تلویحی مشکل را در ک میکند.(بیا دست از این کارات بردار تو نمیدونی این کار عاقبت نداره-من میدونم که این آدم چه جوریه با این نگرد و الی ماشاالله)

ج) اجتناب از نگرانی دهای فرد دیگر

منحرف سازی: یکی از راه های بسار رایج برای تغییر جریان و یا محتوای یک گفتگو منحرف سازیست.تغییر دادن گفتگو یا یک جریان فرد مقابل رابه موضوع مورد نظر خودمان منحرف سازی نام دارد.مثلا احمد به ملاقات دوستش به بیمارستان رفته :

احمد:سلام خوبی؟

دوستش:سلام نه دکتر گفته یبار دیگه باید عمل شی

احمد:عجب بیمارستان بزرگیه شنیدم خیلیم مجهزه

دوستش:تازه دکترم گفته باید ام آر آی برم

احمد:شنیدی دیروز تومحل چه اتفاقی افتاد؟

خب می بینید که حرفای احمد هیچکدام جواب دوستش نبود تو دل خودشم میگه بذار حرفشو عوض کنم تا از حال هوای مریضی بیاد بیرون اما غافل از اینکه او بنده خدا بدتر ناراحت شده واین کار احمد را عدم توجه به مریضی خودش میداند.

بحث منطقی: منطق خوب است و کار کردهایی بسیار مهمی دارد با این وجود ارائه این راه حل در مواقعی که فرد دچار تنش روانی است یادر میان افرادی که تعارض وکشمکش وجود دارد ممکن است موجب عصبانیت شود. یکی از اشکالات اصلی منطق در موقعیت های فشار روانی درون فردی یا بین فردی آن است که افراد را در یک فاصله عاطفی قرار میدهد.(دو نفر باهم سریک بحثی نزاع میکنند یکی از آن دو پیش شخص سوم میرود که من هرچه به این میگم حق با من است قبول نمیکند تو بهش بگواما شخص سوم به نظر خودش میخواهد بامنطق باشد حرف راستی گفته باشد فوری میگوید نه اتفاقا درست نمیگویی خب این فرد چه حسی بهش دست میده؟آیا بیشتر عصبانی نمیشه؟عقل حکم مکند که اگر چه حق با اون نیس اما تو نباید در چنین وضع نامناسب رک و بی ملاحظه و بقول خودت منطقی بگی بلکه با لحنی آرام واو را از اسب عصبانیت پیاده کنی وآرام آرام به اشتباهش آگاه کنی )

اطمینان آفرینی: ظاهرا راهی برای آرامش دادن به دیگری می باشد اما در باطن اقدامی کاملا متضاد اطمینان آفرینی نوعی از کناره گیری عاطقی است که اغلب کسانی از اطمینان آفرینی استفاده میکنند که ایده مفید بودن را دوست دارند اما نمی خواهند نیاز عاطفی همراه با آن را تجربه کنند.(تو حتما میتونی-بهت اطمینان میدم که دکتر میشی در صورتی که فرد مقابل خودشو سنجیده و بارها هم این حرفارو شنیده و میدونه که فقط حرفه-و اطمینان هایی از این قبیل)

گوش کردن :گوش ترکیبی از شنیدن گفته های طرف مقابل ودرگیری بافرد در حال صحبت است اهمیت چنین مهارتی را از این واقعیت می توان اسنباط کرد که مابیش از هر کاردیگری که در زمان بیداری انجام می دهیم وقت خود را صرف گوش کردن می کنیم زیرا توانایی ما در گوش کردن مستقیما بر دوستی ها روابط خانوادگی و کارآمد بودن شغلی و حرفه ای ما اثر می گذارد موضوع گوش کردن در 3 مجوعه از مهارتها مورد بررسی قرار میگیرد که عبارتند از:

الف)مهارتهای توجه

ب)مهارتهای پیگیری

ج)مهارتهای انعکاسی

الف)مهارتهای توجه:توجه کردن به معنای اختصاص توجه جسمی به فرد دیگر است گاهی اوقات از توجه به عنوان گوش کردن با تمام بدن یاد می شود توجه کردن ارتباطی غیر کلامی است که نشان می دهد شما به فرد در حال صحبت دقیقا گوش می دهید.مهارتهای توجه کردن خود عبارتند از :الف)حالت درگیر بودن ب)تحرک جسمانی مناسب ج)تماس چشمی د)محیط غیر مزاحم

توجه اثر بخش کارآیی بسیار بالایی در روابط بشری دارد وبه طرف مقابل نشان می دهد که شما به او و صحبت هایش علاقمندید این مهارت بیان مهمترین موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهیل می کند.

الف)حالت درگیر بودن :از آنجایی که زبان بدن یا تن اغلب با صدایی رساتر از واژه ها صحبت می کند حالت در گیر بودن برای گوش کردن اهمیتی بسزا دارد شنونده خوب در جریان گفتگو از طریق هوشیاری همراه با آرامش بدنی توجه داشتن خود را انتقال می دهد.ومیرساند که من اهمیت حرفهایت را میفهمم وسعی دارم تورا درک کنم از این رو خم شدن به سمت گوینده در مقایسه با تکیه کردن به عقب یا لم دادن بر روی مبل ،رو در روی شخص دیگر بودن یعنی قرار گرفتن شانه راست شما مقابل شانه چب او ، قرار گرفتن در سطح چشمی یکسان با گوینده ، حفظ یک وضعیت باز و پذیرا مانند دست به سینه نبودن وپا روی پت نینداختن ، رعایت یک فاصله مناسب با گوینده ونداشتن فاصله کم با وی که موجب معذب شدن گوینده می گردد از جمله موارد حالت درگیر بودن می باشد.

ب)تحرک جسمانی مناسب :حرکت مناسب بدن برای خوب گوش کردن است .فرانک لین ارنست میگوید گوش کردن حرکت کردن است فرد بی تحرکی را که به گوینده خیره شده است میتوان به شکلی معتبر به عنوان شخصی ارزیابی کرد که گوش نمی دهد .هنگامیکه حرکت قابل مشاهده فرد کاهش یافته است و میزان پلک زدن به کمتر از یک بار در شش ثانیه افت کرده است گوش کردن از نظر عملی متوقف شده است.همچنین اجتناب از حرکت ها و رفتار های هواس پرت کن مانند: بازی کردن با کلید –سکه- به صدا در آوردن بن انگشتان وبا انگشت بر روی میز زدن یا جابجا شدن مکرر ، تکان های پا ورفتارهای عصبی گونه مشابه دیگر می تواند موجب هواس پرتی شدید گوینده باشد.

ج) تماس های چشمی: تماس چشمی اثر بخش بیانگر میل و علاقه به گوش کردن است.

این کار شامل تمرکز آرام چشم شنونده و گوینده وتغییر گاه به گاه مسیر چشم از صورت به بخش های دیگر مثل دست در حال حرکت وسپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراری مجدد تماس چشمی می باشد.تماس چشمی گوینده را قادر میسازد که میزان پذیرش خود و پیامش را از جانب شما ارزیابی کند همچنین شما میتوانید از طریق تماس چشمی معنای عمیق ت کلام گوینده را بشنوید.

د)محیط غیر مزاحم : محیط غیر مزاحم یعنی محیط جذابی که ترس آور نباشد و موانع فیزیکی زیادی بین افراد ایجاد نمی کند مانند:: صدای رادیو ، زنگ تلفن و ......

مهارتهای پیگیری:

یکی از وظایف اولیه شنونده آن است که خود را از مسیر فرد دیگر بیرون نگه دارد ودر یابد که گوینده موقعییت خود را چگونه می بیند متأسفانه شنونده معمولی با پرسیدن سؤالهای متعدد و بیان جملات مکرر باعث قطع صحبت گوینده ویا منحرف شدن او میشود مهارتهای پیگیری را میتوان در مهارتهای خاص در بازکن ها ، تشویق های کوتاه ، سوالهای کم و سکوت توجه آمیز دنبال کرد.

در بازکن ها ::

زمانی که مردم از چیزی نگران و یا هیجان زده اند اغلب سرنخ های غیر کلامی زیادی را بروز میدهند احساسات آنان در حالت های چهره ، تن صدا ، حالت بدن و سطح انرژی بشکلی تلگراف گونه تجلی می یابد. در باز کن دعوتی بدون زور گویی برای صحبت کردن است گاهی اوقات بکارگیری در باز کن ها لازم نیست و گوینده مستقیما به موضوع مورد نظر می پردازد در بازکن ها معمولا چهار جزء دارند:

  • توصیف زبان بدن شخص دیگر است (امروز مثل روز های قبل نیستی )
  • دعوت به صحبت یا ادامه دادن به صحبت (مایلی در موردش صحبت کنیم )
  • سکوت فرصت دادن به فرد دیگر که تصمیم بگیرد صحبت کند یا راجع به چیزی که میخواهد از آن حرف بزند فکر کند.
  • توجه کردن یعنی تماس چشمی و حالت درگیر بودن جسم و روان .

تشویق های کوتاه ::

شاید پرکاربردترین تشویق های کوتاه همان « هوم هوم کردن است » این عبارت کوتاه می تواند بیانگر این مطلب باشد که لطفا ادامه بده که من دارم گوش می کنم و حرفهایت را میفهمم.

سوالهای کوتاه ::

در بیشتر مواقع سوالها بیشتر بر قصد دیدگاه و نگرانی های شنونده متمرکز می شوند تا گوینده در چنین حالتی سؤالها جریان ارتباط را متوقف می سازد.

سکوت توجه آمیز ::

سکوت شنونده به گوینده فرصت میدهد که در مورد آنچه مایل است بگوید فکر کند ودر نتیجه قادر باشد که خود را بشکلی عمیق تر بررسی کند .سکوت به فرد دیگر فرصت می دهد تا احساساتی را که در درونش قلیان می کند تجربه کند و اجازه می دهد که گوینده بر میل خود حرکت کند.

توضیح

مهارت های انعکاسی انعکاس احساسات

انعکاس معنای

انعکاس تلخیصی

در پاسخ انعکاسی شنونده احساس یا مفهومی را که گوینده با او در میان گزارده است بیان می کند واین کار را به گونه ای انجام می دهد که نشان دهنده درک فهم و پذیرش وی باشد.

  • توضیح : توضیح پاسخی موجز و کوتاه به گوینده است که اصل منظور او را از زبان شنونده بیان می کند اجزای اصلی یک توضیح کار آمد عبارتند از : نخست یک توضیح موجز و کوتاه باشد دوم اینکه توضیح اثر بخش فقط اصل پیام گوینده را منعکس می سازد و از ذکر جزئیات زائد که مانع تداوم گفتگوست صرف نظر می نماید سوم آنکه توضیح برمحتوای پیام گوینده متمرکز است و از حقایق ایده های او نشأت گرفته است و نه هیجانات و احساسات .
  • انعکاس احساسات : منظور از انعکاس احساسات این است که هیجان ها و احساسات مطرح شده توسط گوینده با جمله های کوتاه به خود او برگردانده شود در انسان نوعی تمایل برای توجه محتوا وجود دارد و اگر انعکاس صورت گیرد برحقایق بیش از احساسات متمرکز است. اما چگونه می توان از احساسات گوینده آگاه شد در این زمینه تمرکز 4 اصل کافی ست :

1 .تمرکز بر کلمات احساسی 2 .توجه به محتوای کلی پیام 3.مشاهده زبان بدن

4. پرسش این سؤال از خود (اگر من چنین وضعیتی را تجربه می کردم چه احساسی داشتم)

  • انعکاس معانی :

زمانی که احساسات و حقایق در پاسخی کوتاه به یکدیگر پیوند می خورند انعکاس حاصل می آید فرمول انعکاس معنا = تو احساس ..................................میکنی چون ...................و

  • انعکاس تلخیصی :

تکرار مختصر و کوتاه موضوعات اصلی و احساساتی ست که گوینده در بخشی طولانی از گفتگو مطرح کرده است به بیان دیگر باز گویی های بسیار فشرده از کلام گوینده و مهم ترین اجزای بخشی نسبتا طولانی از یک گفتگو می باشد.

محققان و نظریه پردازان علوم رفتاری معتقدند که مهارت به تنهایی کافی نیست سه ویژگی کلیدی وجود دارد که موجب پرورش ارتباطات بهتر می شود این سه ویژگی عبارتند از :

صداقت

عشق غیر انحصار طلبانه

همدلی

1) صداقت :::

صداقت به معنای باز و صریح بودن در ابراز احساسات ، نیازها و عقاید خود است یعنی اینکه فرد بدون کم و کاستی همان گونه که هست باشد فردی که اصالت دارد از احساسات خود آگاهی دارد و قادر است در زمان مناسب این احساسات را بیان کند.

صداقت شامل سه جزء است :

آگاهی از خود

پذیرش خود

بیان خود

آگاهی ازخود : هر انسانی بیش از آنچه در حال حاضر به آن عمل می کند شناخت دارد زمانیکه نداهای درونی نمایان می شود بی توجهی و گوش نکردن به آنها امری رایج است مثلا (کسی که احساس تنهایی می کند می کوشد که باروشن کردن تلویزیون توجه خود را از این هوشیاری نا خوشایند منحرف کند )یکی از سریع ترین راه های «خود را بشناس » (دستور سقراط ) این است که از نا شنیده گرفتن و نادیده انگاشتن آگاهی نسبت به خویشتن که حداقل به شکلی مبهم توسط ذهن هوشیار شما درک می شود اجتناب کنید .

پذیرش خود : افراد محرک های درونی خود را ازهمان ابتدا نادیده می گیرد زیرا گه نمی خواهند نمامی گستره وافکار و احساسات خود را بپذیرند بسیار از افراد از خشم هیجانات جنسی وتخیلات خود شرمنده هستند اگر چه اینها بخشی از زندگی طبیعی هستند اما بسیاری از افراد به گونه ای تربیت شده اند که فکر می کنند این جنبه از وجودشان بد یا گناه آلود است گاهی ما خود را با ظاهر فریبنده که دیگران از خود نشان می دهند مقایسه می کنیم و از این مقایسه به وحشت میفتیم ود نتیجه میزان پذیرش خود در ما کاهش می یابد.

بیان خود : سومین جزء صداقت است فردی که خود را بیان کند از درونی ترین افکار و احساسات خود آگاه است آنها را می پذیرد ودر زمان مناسب به شکلی مسؤلانه با دیگران در میان می گذارد چنین فردی حتی در حالت اضطراب نیز می تواند آنچه در آن لحظه حس می کند با آرامش و بی پرده آشکار سازد.

2) عشق غیر انحصار طلبانه :

عشق بدون انحصار طلبی دومین صفت کلیدی است که می تواند موجب ترویج ارتباطات معنا دار شود از نکات مهم برای تحقق این معنا احترام و پذیرش می باشد در عشق اصیل حرمت خلوت فرد دیگر به رسمیت شناخته می شود وهیچ تجاوزی به خلوت دیگران روی نمی دهد.

در واقع عشق اصیل با رعایت احترام کامل به نقاط مخفی زندگی فرد مقابل بدون اجازه وارد نمی شود و عشق حضور داشتن در کنار دیگری است به هنگام نیازمندی او.اما پذیرش باز خوردی بی طرفانه نسبت به شخصی یا اشخاصی دیکر است بدون اینکه فضا با ارزیابی افکار احساسات، سلایق و قضاوت ها آلوده شود کاهی اوقات به همین دلیل پذیرش را مقاومت نکردن در مقابل عشق نیز می خوانند .

3)همدلی :

سومین صفت کلیدی است که می تواند ارتباطات بین فردی را غنی سازد تفاوتی که همدلی با همدردی دارد در این است که همدردی درگیری بیش از اندازه در احساس فرد یا افراد دیگر است در حالی که همدلی هم احساسی با دیگریست.

مروری بر خلاصه مطالب فوق:

مهارتهای زندگی :

1) مهارت گوش کردن

2) مهارت ابراز وجود کردن

3) مهارت رفع تعارض

4) مهارت حل مشکل اشتراکی

5) گزینش مهارت

سه مقوله اصلی بازدارنده ارتباطی :

1) قضاوت که شامل :

الف) انتقاد ج)تشخیص گذاری

ب) نام گذاری د)ستایش همراه با ارزیابی

2) ارائه راه حل که شامل :

الف)دستور دادن ج)اخلاقی سازی

ب)تهدید د)طرح سوال های زیاد

ه)نصیحت وتوصیه

3) اجتناب از نگرانی های طرف مقابل که شامل :

الف)منحرف سازی ب)بحث منطقی ج)اطمینان آفرینی

مهارتهای گوش کردن در سه بخش مورد بررسی قرار میگیرد که عبارتند از :

مهارتهای توجه مهارتهای پیگیری مهارتهای انعکاسی

شامل شامل شامل

حالت درگیر بودن

تحرک جسمانی در باز کن ها

تماس چشمی سکوت

محیط غیر مزاحم تأیید

انعکاس توضیح

انعکاس معانی

انعکاس احساسات

انعکاس تلخیصی

سه ویژگی کلیدی برای ارتباطات بهتر :

صداقت عشق غیر انحصار همدلی

هم احساسی با فرد دیگر

آگاهی از خود

پذیرش خود احترام

بیان خود پذیرش

محمد علیمرادی. سال 1392-1393

مدرس : استاد معتمد وزیری

برچسب: نویسنده: کارن رفیعی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:47

صفحه بندی