خرید بک لینک
1 و عوامل در برگیرنده 1

عامل اعتقاد ، مذهب و هنر در به وجود آمدن تعزیه بسیار تاثیر داشته ، لذا باید تعزیه را هنر نمایش ایرانی نام نهاد که در هیچ یک از کشورهای نه تنها همجوار ، بلکه اسلامی نیز نمی توان مشابه آن را سراغ گرفت .

با نگاهی گذرا به تاریخ و تمدن ایران به خوبی می توان دریافت که کشور ما یکی از کهن ترین و سنتی ترین کشورهای جهان است . طبیعتاًٌ در کشوری با این قدمت تاریخی فرهنگی ، همه عناصر تشکیل دهنده فرهنگ انسانی در کنار هم و موازی با یکدیگر خلق می شوند البته بالندگی فرهنگی هر ملتی بر مبنای خصوصیات روحی و روانی آن مشخص می گردد .

در زمینه هنر نمایش می توان ادعا نمود که این روحیه در قبل از اسلام به شکلی روشن در میان ایرانیان پیدا شده بود ، همان روحیه حماسی ، مذهبی که در قالب شبیه و حماسه سازی سازی ( کین سیاوش ) خودش را نشان داده بود . این روحیه در بعد از اسلام به دلیل ارادت خاص ایرانیان به اسلام و خاندان اهل بیت ، خود زمینه ساز شکل گیری و تکامل شکلی مقدس از هنری ، بنام تعزیه شد . هنری که ضمن ترکیب با عناصری چون نوحه خوان ، نقالی دسته گردانی ، موسیقی و ... به صورت یک درام انسانی و مذهبی ساختار خاص خودش را پیدا کرد . پس طبیعی است که تعزیه با محتوائی غنی و فرم و قالبی که در دنیا یگانه است ، نه تنها از جایگاهی ویژه در فرهنگ نمایشی ما برخوردار باشد ، بلکه به عنوان سمبل هنر نمایش ایرانی به جهانیان معرفی شود .

عامل اعتقاد ، مذهب و هنر در به وجود آمدن تعزیه بسیار تاثیر داشته ، لذا باید تعزیه را هنر نمایش ایرانی نام نهاد که در هیچ یک از کشورهای نه تنها همجوار ، بلکه اسلامی نیز نمی توان مشابه آن را سراغ گرفت . زیرا ملیت ، تمدن و مذهب که از ترکیب آنها روح ملی شکل می گیرد ، ذوق هنری و مذهبی را به وجود می آورد . واقعه کربلا و عدالتخواهی حضرت امام حسین علیه السلام خود رقم زننده یک حرکت متفاوت می شود و حضور شخصیت سید الشهداء علیه السلام اصلی ترین عامل در شکل گیری تعزیه می گردد . در کشور ما به خاطر گرایشی که به اهل بیت وجود دارد و نیز نیاز ملی – انسانی به هنر ، تعزیه شکل گرفت .


تعزیه خوانی در ابتدا یک حرکت ساده بود که به مرور پیچیده شد . و با عناصر دیگر از قبیل نوحه خوانی ، شخصیت سازی ، موسیقی و متن داستان همراه شد . اوج این تحول و رشد روضه خوانی است که شکل کاملاً هنرمندانه دارد . در روضه خوانی یک واعظ نه تنها به تشریح حوادث و وقایع کربلا بر مبنای مقتل می پردازد ، بلکه در مونولوگها ، دیالوگها ، ایجاد جنبه های موسقیائی به شکل کاملاً هنری عمل می کند به دنبال روضه خوانی عناصری چون نسخ تعزیه که بر اساس مقتل توسط محتشم کاشانی سروده شده است توانست به سیر تکاملی خود دست پیدا کند از ویژگیهای دیگر تعزیه این است که تماشاگر هم جزو اجزای تشکیل دهنده نمایش تعزیه به حساب می آید .

در محل تعزیه جایگاه مخصوص وجود ندارد . فضا ، جائی است بنام میدان تعزیه خوانی یا تکیه که هر انسانی از هر طبقه و با هر پایگاه اجتماعی می آید و هر جا خواست می نشیند . حتی اگر یک فرد با نفوذ سیاسی ، مادی ، اجتماعی در مکانی بنشیند این دال بر آن نیست که او از این امکان می تواند بهتر ببیند ، یا این مکان بهترین جایگاه است . خیر در تعزیه همه به طور برابر خوب می بینند . پس همه تماشاگران برابرند . نکته دیگر ارتباط تماشاگر با صحنه است . بین تعزیه خوانان و تماشاگران در همه لحظات تعزیه ارتباط روحی ، عاطفی برقرار است ، تماشاگر به تعزیه می رود که نذر کند ، صدقه بدهد و ... یا تعزیه خوانان با تماشاگران حرف می زنند و در بین آنها می نشینند ، تمامی این شاخصها موجب می شود که تماشاگر فضای تعزیه مورد توجه محققین قرار گیرد . و در پژوهشها از آن بهره ببرند .

اما همین تعزیه در کنار فواید در صورتی که با تجملات و تحریفات برگزار شود مضرات بسیار زیادی خواهد داشت چون در عصر تسخیر فضا و قرن کامپیوتر و اشعه لیزر دیگر حنای تعزیه های تحریف شده با ویژگیهای ارتجاعی و تجملاتی نزد افراد تحصیل کرده بخصوص نسل جوان روشنفکر رنگی نخواهد داشت و تعزیه از روح معنوی خالی و تعزیه به یک نمایشنامه بی احساس و غیر پویا تبدیل خواهد شد .

ساز اصلی تعزیه طبل است برای مثال طبل جنگ ، طبل ظفر ، طبل کوچ ، طبل بشارت ، طبل شکست و از آلات موسیقی دیگر که در تعزیه استفاده می شود می توان دهل ، سنج ، نقاره ، قره نی و شیپور را نام برد که به تناسب امکانات گروهها و موقعیت آنها در تعزیه بکار می رود .

نقش لباس و رنگ در تعزیه

نماد و نشانه ها ی تعزیه در لباس و ابزار تجلی پیدا می کند و شخصیتها بر مبنای جایگاه و اعتبار از آنها استفاده می کنند در نتیجه به صورت یک کد و علامت غیر گفتاری در بیان تفهیم و بیشتر اجراها به کار می رود . رنگها معرف روحیات و کردار اشخاص تعزیه هستند و این ترکیب پر معنی رنگ ، از علم گرفته تا خیمه گاه و لباسها وجود دارد . برای مثال ، ( الم ) و خیمه گاه لشکر اولیاها به رنگ سبز و اشقیا به رنگ سرخ است و یا لباسهای قرمز با رنگ تند و اسب سیاه از آن اشقیا است و اسبهای سفید و لباسهای سبز از آن اولیا . این تاکید بر رنگها دقیقاً د رگفتارها نیز بیان می شود .

در برگذاری مراسم تعزیه هر گروه رنگ لباس خاصی دارد . به طور مثال رنگ سبز بیانگر تعلق به رسول خدا و نیز رنگ قرمز بیانگر خون و بی عدالتی است که بر شیعیان رفته و سیاه نماد سیاه پوشی و عزاداری همیشگی شیعیان برای امام حسین و سفید سمبل آمادگی شیعیان برای شهادت و فداکاری در راه خداست . بر اساس این کلیت است که شخصیت های منتسب به هر گروه ( اولیا و اشقیا ) از رنگ و لباس خاصی استفاده می کنند .

تعزیه گردان یا معین البکاء

معین البکاء ضمن اینکه نقش کارگردان را با تعابیر امروزی به عهده دارد وظیفه ای فراتر از آن را نیز بدوش می کشد . او پخته ترین و آگاه ترین فرد در تعزیه است ، به همه زیر و بم ها نه تنها اجرائی بلکه روحی و معنوی اثر و شرایط مکانی آن آگاه است . ( در قدیم پیش از شروع نمایش ، معین البکاء همانند راوی وارد صحنه می شد و به یاد تشنگی امام حسین علیه السلام در دشت سوزان کربلاء با ملاقه ای بزرگ و جامی آهنین در دست مقابل جایگاه تماشاچیان قرار گرفته ، آب در جام ریخته و به همه تماشاگران می نوشاند و بدین صورت نمایش را شروع می کرد . )

تعزیه گردان بعد از شروع تعزیه ، در همه جا حضور دارد . حرکت بازیگران ، نوازندگان و حتی تماشاگران را نیز تنظیم می کند . لوازم صحنه را جابجا می کند ، و حتی بعضی از این معین البکاءها کارشان ترمیم وقایع تعزیه و خارج کردن آن از حالت عوامانه و جنبه نمایشی دادن به آن است .

تاریخچه تعزیه و شبیه خوانی

همانطور که قبلاً توضیح داده شد مقصود از شبیه خوانی یا تعزیه خوانی نمایش و تجسم شهادت جانسوز سید الشهدا و یاران و خاندان آن بزرگوار یا یکی از حوادث واقعه کربلا یا شرح شهادت یکی از ائمه علیه السلام است . عزاداری برای شهدای کربلا پس از شهادت امام حسین علیه السلام و 72 تن از یارانش مرسوم شد . اولین مراسم عزاداری را جابر ابن عبدالله برپا نمود و در سر تربت شهدای کربلا به ندبه و نوحه پرداخت .


تعزیه در آغاز بصورت ساده برگذار می شد و منظور آن بیان احوال و مصایب خاندان ابا عبدالله و واقعه غم انگیز کربلا بود و شیعیان هم شرکت در این مراسم را از تکالیف دینی خود می شمردند . کم کم گروههائی پیدا شدند که صرفاً تعزیه داری و تعزیه خوانی حرفه اصلی آنها شمرده می شد . رونق و رواج تعزیه باعث شد که سادگی و بی پیراگی جای خود را به تحمل و تحریف بدهد . ناصر الدین شاه قاجار در کار تعزیه سعی فراوانی به خرج داد و شبیه خوانی و تعزیه را وسیله اظهار تجمل و نمایش و شکوه و جلال سلطنتش کرد . همین که اعیانیت در تعزیه وارد شد نسخه های تعزیه عوض شد و پاره ای چیزها که هیچ ارتباطی به عزاداری نداشت با تحریف زیاد به تعزیه چسبانیده شد . مانند تعزیه امیر تیمور ، تعزیه حضرت یوسف ، تعزیه عروسی قاسم ، تعزیه عروسی دختر قریش ، ماجرای سلطان قیص ، قیصر روم و ...

در زمان ناصر الدین شاه تعزیه با توجه به مضمون و موضوع انواع مختلف پیدا نمود . بعضی تاریخی مثل تعزیه امیر تیمور ، برخی اخلاقی مثل عاق والدین ، بعضی شادی بخش مثل عروسی دختر قریش ، بعضی کمدی مثل تعزیه شست بستن دیو ، تعزیه ابن ملجم ، تعزیه حارث و بعضی طنز آمیز شد که در این تعزیه ها دشمنان پیغمبر و خاندان او مورد استهزاء و تمسخر و لعن و طعن قرار می گرفتند مثل تعزیه ابن ملجم ، در تعزیه های هجو آمیز دشمنان اهل بیت علیه السلام حتی از حیث لباس و قیافه و غذاخوردن مورد خنده و تمسخر بیننده واقع می شدند .

برچسب: نویسنده: کارن رفیعی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:47

صفحه بندی